بهـ نامـ او
چشمـ های تر تو میدهد از عشقـ نشانـ
حسـ منـ می گوید:
باز همـ دلتنگی!
عاشقـ او بودنـ،
زندگی کردنـ
باز
دور ماندنـ، سختـ استـ
آدمی دلتنگـ استـ
هر کسی سهمش را
چونـ بهـ اندازهـ قلبشـ چیند
هر که بامشـ بیشـ بود
برفـ او همـ بیشتر
چشمـ هایتـ خبری می دهد از سهم تو باز
بیشتر باشد آنـ
قدر خود دوستـ بدانـ!
کهـ دلتـ تنگـ تر از غنچهـ ی تنهایی هاستـ
و در آنـ شبـ کهـ دلـ کوچکـ سهرابـ گرفتـ
در دلشـ زمزمهـ کرد:
«بهترینـ چیز
رسیدنـ بهـ نگاهی ستـ
کهـ از حادثهـ ی عشقـ تر استـ»
ϰ-†нêmê§ |